گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

سروی که ازو و حور و پری بار برند اوست

ماهی که ازو خلق دل زار برند اوست

گرد دهن چون شکرش گرد، که امروز

تنگی که ازو قند به خروار برند اوست

آن حور شکر خنده که از حقهٔ لعلش

یک شهر شفای دل بیمار برند اوست

آن ماه که سجاده نشینان در او

سجاده و تسبیح به خمار برند اوست

ترکی که ز چین سر زلف چو کمندش

عشاق دل شیفته دشوار برند اوست

شوخی که ز سر پنجهٔ مستان دو چشمش

خوبان جهان جور به ناچار برند اوست

اندر چمن دلبری، ای اوحدی، امروز

سروی که ز رویش گل بی‌خار برند اوست

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.