گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۱

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سروی که ازو و حور و پری بار برند اوست

ماهی که ازو خلق دل زار برند اوست

گرد دهن چون شکرش گرد، که امروز

تنگی که ازو قند به خروار برند اوست

آن حور شکر خنده که از حقهٔ لعلش

یک شهر شفای دل بیمار برند اوست

آن ماه که سجاده نشینان در او

سجاده و تسبیح به خمار برند اوست

ترکی که ز چین سر زلف چو کمندش

عشاق دل شیفته دشوار برند اوست

شوخی که ز سر پنجهٔ مستان دو چشمش

خوبان جهان جور به ناچار برند اوست

اندر چمن دلبری، ای اوحدی، امروز

سروی که ز رویش گل بی‌خار برند اوست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.