گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۲

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

انجمن شهر ملای گلست

باده بیاور، که صلای گلست

نالهٔ مرغان سحرخوان به صبح

از سر عشقت، نه برای گلست

بر رخ خوبان جهان خط کشید

سبزه، که خاک کف پای گلست

باغ، که او خاک معنبر کند

سنبل او خواجه سرای گلست

پیرهن یوسف مصری، که شهر

پرصفت اوست، قبای گلست

سر به در دوست نهادند خلق

در همه سرها چو هوای گلست

اوحدی، اینها همه گفتی، ولی

با رخ آن ماه چه جای گلست؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.