گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

ماییم و سرکویی، پر فتنهٔ ناپیدا

آسوده درو والا، آهسته درو شیدا

در وی سر سرجویان گردان شده از گردن

در وی دل جانبازان تنها شده از تنها

بر لالهٔ بستانش مجنون شده صد لیلی

بر ماه شبستانش وامق شده صد عذرا

خوانیست درین خانه، گسترده به خون دل

لوزینهٔ او وحشت، پالودهٔ او سودا

با نقد خریدارش آینده خه از رفته

با نسیهٔ بازارش امروز پس از فردا

گر کوی مغانست این؟ چندین چه فغانست این؟

زین چند و چرا بگذر، تا فرد شوی یکتا

رسوایی فرق خود در فوطهٔ زرق خود

کم‌پوش، که خواهد شد پوشیدهٔ ما رسوا

گر زانکه ندانستی، برخیز و طلب می‌کن

ور زانکه بدانستی، این راز مکن پیدا

ای اوحدی، ار دریا گردی، مکن این شورش

زیرا که پس از شورش گوهر ندهد دریا

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آرمین آشا در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۵ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۱۰ نوشته:

سلام و خسته نباشید.
در مصرع دوم از بیت دوم، بهتر است آخرین کلمه این طور نوشته شود: تن ها، تا با تنها به معنی تک اشتباه گرفته نشود.
در وی دل جانبازان تنها شده از تن ها

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۳ نوشته:

فوطه دستار باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی خراسانی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۶ نوشته:

با سپاس از استاد گران قدر جناب امین
بالاپوش، طیلسان، کمربند، لنگ هم امده است
با احترام

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.