آنی که سهیلی به یمن می بخشی
یا تازه گلی را به چمن می بخشی
گفتم که تو را جان بدهم؟ گفتا نه
جان تو منم مرا به من می بخشی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
آنی که سهیلی به یمن می بخشی
یا تازه گلی را به چمن می بخشی
گفتم که تو را جان بدهم؟ گفتا نه
جان تو منم مرا به من می بخشی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به موضوع عشق و فدای خود در مقابل معشوق میپردازد. او به معشوق میگوید که اگر او به یمن یا به چمن زیبایی بخشد، برای او هیچ ارزش بالاتری از جانش نیست. معشوق به او پاسخ میدهد که جان او به خود او تعلق دارد و او باید خود را به خود ببخشد. این گفتگو نشاندهندهٔ عمق احساسات و ارتباط عمیق بین عاشق و معشوق است.
هوش مصنوعی: وقتی که به کسی لطف و محبت میکنی، مثل این است که تازگی و زیبایی را به او هدیه میدهی، همانطور که سهیل (ستارهای در آسمان) به یمن (مکانی پر از زیبایی) میتابد یا گلی تازه را به باغی پر از سبزی و نشاط میبخشی.
هوش مصنوعی: گفتم که جانم را فدای تو کنم؟ او پاسخ داد: نه، جان تو خود من هستم، پس چگونه میتوانی مرا به خودت ببخشی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.