از گردش گردون که فلک گردان است
بس عاقل پرهنر که سرگردان است
گر ساز کند تو را بدان غرّه مشو
در یک شادی هزار غم پنهان است
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
از گردش گردون که فلک گردان است
بس عاقل پرهنر که سرگردان است
گر ساز کند تو را بدان غرّه مشو
در یک شادی هزار غم پنهان است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به ناپایداری دنیا و تغییرات آن اشاره میکند و میگوید که زندگی پر از تلاطم و بیثباتی است. هرچند ممکن است در یک لحظه احساس شادی کنیم، اما پشت هر خوشحالی، غمها و چالشهای زیادی نهفته است. به خاطر این وضعیت، نباید فریب خوشیهای زودگذر را خورد، چرا که حقیقت زندگی پیچیدگی و دشواریهای خود را دارد.
هوش مصنوعی: از تغییرات و چرخشهای دنیا، تنها افراد باهوش و بااستعداد هستند که در سرگردانی به سر میبرند.
هوش مصنوعی: اگر کسی تو را با آهنگ خوشی سرگرم کند، فریب نخور؛ چون در پس هر شادی، هزار غم پنهان وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفتم: صنما دلم تو را جویان است
گفتا که لبم درد تو را درمان است
گفتم که همیشه از مَنَت هجران است
گفتا که پری ز آدمی پنهان است
می لعل مذاب است و صراحی کان است
جسم است پیاله و شرابش جان است
آن جام بلورین که ز می خندان است
اشکی است که خون دل در او پنهان است
گفتم که لبم به بوسهای مهمان است
گفتا که بهای بوسهٔ من جان است
عقل آمد و در پهلوی من زد انگشت
یعنی که خموش، بیع کن کهارزان است
گفتم دلم از تو بوسهای خواهان است
گفتا که بهای بوسه من جان است
دل آمد و در پهلوی جان زد انگشت
یعنی که بخر بیع بکن ارزان است
آن غصه که او تکیهگه سلطان است
بهتر ز چهار بالش شاهان است
آن غصه عصای موسی عمران است
آرامگه او ید بیضا زان است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.