معشوقه عیان بود نمی دانستم
با ما به میان بود نمی دانستم
گفتم به طلب مگر به جایی برسَمَ
خود تفرقه آن بود نمی دانستم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
معشوقه عیان بود نمی دانستم
با ما به میان بود نمی دانستم
گفتم به طلب مگر به جایی برسَمَ
خود تفرقه آن بود نمی دانستم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غفلت خود نسبت به معشوق سخن میگوید که در واقع همیشه کنار او بوده است. او در جستجوی معشوق تلاش میکند، اما نمیداند که خود این جدایی و تفرقه، مانع از دیدن حقیقت است. این نادانی نسبت به وضعیت خود و عشقش، احساس حسرت و افسوس را در دل شاعر به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: معشوقه آشکار بود، اما من نمیدانستم که او با ما در ارتباط است.
هوش مصنوعی: گفتم شاید با جستجو به هدفی برسم، اما خودم موجب جدایی و دوری شدم و نمیدانستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معشوقه عیان بود، نمی دانستم
با ما به میان بود، نمی دانستم
گفتم به طلب مگر به جایی برسم
خود تفرقه آن بود، نمی دانستم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.