با شهوت و طبع نور دل نفزاید
تا ظلمت شهوت در دل نگشاید
حق می طلبی و شهوتت می باید
این هر دو به یک جای برابر ناید
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
با شهوت و طبع نور دل نفزاید
تا ظلمت شهوت در دل نگشاید
حق می طلبی و شهوتت می باید
این هر دو به یک جای برابر ناید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی تضاد میان شهوت و طلب حق میپردازد. شاعر بیان میکند که شهوت نمیتواند به روشنی و نور دل افزوده کند و در واقع تنها موجب تاریکی در دل میشود. او تأکید دارد که اگر فرد به دنبال حقیقت و ارزشهای معنوی باشد، نخواهد توانست شهوت را همزمان در دل خود پرورش دهد، زیرا این دو حالت با یکدیگر سازگار نیستند. در انتها، شاعر به تناقض بین این دو جنبه مهم زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر انسان به خواستههای نفسانی و شهوانی خود توجه کند، نور و روشنایی دلش افزایش نمییابد و ممکن است دلش را به تاریکی و ظلمت شهوت فرو ببرد.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حق هستی، باید شهوت خود را کنترل کنی، زیرا این دو الزاماً نمیتوانند همزمان در یک راستا قرار گیرند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
کاو دل ببَرَد رخ به کسی ننماید
معشوقه خراباتی و مطرب باید
تا نیمشبان آید و کوبان آید
معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
کو دل بَرَد و روی به کس ننماید
معشوقه خراباتی و مطرب باید
تا نیم شبان زنان و کوبان آید
هر روز کمان گوشه تو بگراید
رو دلبرکی جو که تو را برباید
یا هر که تو را دید، تو را سیر آید
بس مرغدلی اگر نباشد شاید
مردی که براه عشق جان فرساید
آن به که بدون یار خود نگراید
عاشق بره عشق چنان میباید
کز دوزخ و از بهشت یادش ناید
گر نعل سمند تو بر آهن ساید
زو چشمۀ خضر در زمان بگشاید
ور خصم تو در آینه رخ بنماید
دست اجل از آینه بیرون آید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.