اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۴۹
عشق تو که هرگزم ملولم نکند
در سینهٔ بحر تو نزولم نکند
گفتی که به طعنه رو دری دیگر کوب
با داغ تو هیچ کس قبولم نکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عمق عشق خود به معشوق میگوید و تأکید میکند که هرگز از عشق او خسته نمیشود. او بیان میکند که عشق به معشوق برایش همانند دریا است و بر این باور است که هیچ چیز نمیتواند او را از این عشق دور کند. همچنین، او به طعنههای معشوق اشاره کرده و میگوید که تحت تأثیر این طعنهها هیچکس نمیتواند جایگزین معشوقش شود.
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری برایم جذاب و ماندگار است که هرگز خسته نمیشوم. نمیگذارم در دریای عشق تو غرق بشوم و از آن دور شوم.
هوش مصنوعی: گفتی که به شوخی و تمسخر، در را به سمت دیگری بزن. با نشانی که تو بر دلم گذاشتی، هیچکس مرا نخواهد پذیرفت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا حق ز جهانیان ملولم نکند
شایستهٔ درگاه وصولم نکند
ترس تو از آن است که خاکت بخورد
بیم من از آنکه خود قبولم نکند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.