اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۸۰
هنگام گل آمد به تماشا نرویم؟
یاران همه رفتند چرا ما نرویم؟
گل ارچه خوش است بی نگارم خوش نیست
بی او نتوان رفت بیا تا نرویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تمایل و نیاز عاطفی خود اشاره میکند و از یارانش میپرسد که چرا به تماشای گل نمیروند. او همچنین بیان میکند که زیبایی گل تنها زمانی معنا دارد که معشوقش در کنارش باشد و بدون او هیچ چیزی خوشایند نیست. در نهایت، شاعر از معشوقش دعوت میکند که همراهش بیاید تا از این زیبایی بهرهمند شوند و بدون یکدیگر نروند.
هوش مصنوعی: وقتی که گل زیبایی خود را به نمایش میگذارد، چرا ما از دیدن آن دریغ کنیم؟ در حالی که دیگر دوستان و آشنایان همه رفتهاند، ما چه دلیلی داریم که نرویم؟
هوش مصنوعی: اگر گل زیباست، اما بدون نگار من زیبا نیست. بدون او نمیتوان به جایی رفت. پس بیایید که نرویم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.