اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۷۴
آن یار که منزلگه او قلب آمد
مردانه بدیدمش که در قلب آمد
پنداشتمش که هست چون زر بعیار
چون بر محک دل زدمش قلب آمد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عشق و جذبهای سخن میگوید که یار او را به قلبش راه داده است. او در ابتدا فکر میکند که این یار همانند زر است که در محک ارزشش مشخص میشود. اما هنگامی که در درون قلب خود او را آزمایش میکند، متوجه میشود که وجود او واقعی و عمیقتر از آن چیزی است که تصور میکرد. عشق به این یار به او حقیقت را نشان میدهد و درک عمیقتری از او به دست میآورد.
هوش مصنوعی: آن دوست که محل آرامشش دل است، من او را به صورت واقعی در قلب خود دیدم.
هوش مصنوعی: من او را مانند طلا گرانبها تصور میکردم، اما وقتی که به محک دل آزمایشش کردم، متوجه شدم که قلبش چیز دیگری است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن یار که منزلگه او قلب آمد
مردانه بدیدمش که در قلب آمد
پنداشتمش که هست چون زر بعیار
چون بر محک دل زدمش قلب آمد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.