اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۱۴۹
در صحرا شو که عشق در صحرا به
ناپیدا شو که مرد ناپیدا به
در بوتهٔ نیستی رو و پاک بسوز
عاشق کروکور و لنگ و نابینا به


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به عشق و حال و هوای آن در بیابان اشاره میکند. او به مخاطب توصیه میکند که به صحرا برود و در مسلک عشق، ناپیدا و بیهویت شود. با اشاره به وجود یک عشق ناب و عمیق، از مخاطب میخواهد که در دل نیستی خود را بسوزاند و عشق را به شکل یک عاشق کور و ناتوان بپذیرد. این تصویر، تلاشی است برای دستیابی به حقیقت عشق و روح آزادی در آن.
هوش مصنوعی: به دشت برو که عشق در دشت جاری است؛ به جایی برو که آن مرد به دور از دید است.
هوش مصنوعی: در دنیای عدم وجود، عشق را با تمام وجود بسوزان، حتی اگر ناامید و ناتوان باشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای کشته مرا به تیغ لاغ و لابه
دور از تو به سان ماهیم بر تابه
من غرقه به خون بی تو و توبا دگران
همخانه و همخوابه و هم گرمابه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.