اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۱۲۳
عشق تو زخاص و عام پنهان چه کنم
دردی که زحد گذشت درمان چه کنم
خواهم که دلم به دیگری میل کند
من خواهم و دل نخواهد ای جان چه کنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از درد و رنج ناشی از عشق ناچاری میگوید. او از احساس خود غصهدار است که عشق او نه تنها برای دیگران مشخص نیست، بلکه خود او نیز نمیتواند بر آن تسلط یابد. شاعر آرزو دارد دلش به کسی غیر از معشوق میل کند، اما در عمق وجودش میداند که این خواسته بینتیجه است و دلش همچنان درگیر عشق نخستین است. در نهایت، او در برزخ میان میل و ناتوانی است و به دنبال راه حلی برای این وضعیت دردناک میگردد.
هوش مصنوعی: عشق تو برای مردم عادی و خاص پنهان است، چه کاری باید بکنم با این دردی که از حد فراتر رفته و درمانی ندارد؟
هوش مصنوعی: میخواهم که دل من به کسی دیگر علاقهمند شود، ولی من این را میخواهم و دل چیزی نمیخواهد. حالا چه کار باید بکنم، ای جان؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق تو ز خاص و عام پنهان چه کنم
دردی که ز حد گذشت درمان چه کنم
خواهم که دلم به دیگری میل کند
من خواهم و دل نخواهد ای جان چه کنم
با درد تو ای نگار درمان چه کنم
با عشق رخ تو سر و سامان چه کنم
عیدست مرا روی دلارات بگو
در پای خیال دوست قربان چه کنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.