اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۱۲۱
در کوی تو سر بر سر خنجر بنهم
چون مهرهٔ جان عشق تو در بر بنهم
نا مردم اگر عشق تو از دل بکنم
سودای تو کافرم گر از سر بنهم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عزم و ارادهاش برای فدای خود در مسیر عشق میگوید. او حاضر است حتی جان خود را در راه محبوبش قربانی کند و به خاطر عشق او با هر خطر و رنجی مواجه شود. شاعر اعتراف میکند که اگر از دلش عشق محبوب را بزداید، خود را در حال کفر و失ان محسوب میکند و این نشاندهندهٔ عمق وابستگی و عشق او به معشوق است.
هوش مصنوعی: در خیابان تو، جانم را مانند خنجری به زمین میزنم چون حب و دوستیات را در قلبم جا میکنم.
هوش مصنوعی: اگر عشق تو را از دل خود بیرون کنم، به نظر میرسد که از ایمان به تو دست برمیدارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در کوی تو سر در سر خنجر بنهم
چون مهرهٔ جان عشق تو در بر بنهم
نامردم اگر عشق تو از دل بکنم
سودای تو کافرم گر از سر بنهم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.