اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
»
شمارهٔ ۴
تا با خودم از عشق خبر نیست مرا
جز بر در دل هیچ گذر نیست مرا
چون من به میان نیم تُوی حاصل من
جز من به تو مانعی دگر نیست مرا


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساس تنهایی و جدایی خود را از عشق بیان میکند. او میگوید که تا زمانی که با خود دربارهٔ عشق آگاهی نداشته باشد، هیچ ارتباطی با آن ندارد. در میان وجود خود و آنچه که میخواهد، فقط خود او حاضر است و هیچ مانع دیگری جز خود را نمیبیند. به عبارتی، فاصله و جدایی از عشق را در وجود خود حس میکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خودم از عشق چیزی نمیدانم، هیچ راهی برای ورود به دل من وجود ندارد.
هوش مصنوعی: زمانی که من در میانهی کار خود هستم، تنها چیزی که در برابر من قرار دارد، خود تو هستی و مانع دیگری برای من وجود ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جز بیخبری هیچ خبر نیست مرا
وز اهل نظر هیچ نظر نیست مرا
هر چند که صد نوحه گرم میباید
جز نوحه گری کار دگر نیست مرا
تا با خودم از عشق خبر نیست مرا
جز بر در دل هیچ گذر نیست مرا
چون من به میان نیم تویی حاصل من
جز من به تو مانعی دگر نیست مرا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.