اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
»
شمارهٔ ۱۲۷
دل از پی آب و نان در آتش نبود
چون حال پریشان و مشوش نبود
پیرانه به کنجی به سکونت بنشین
کز موی سپید کودکی خوش نبود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حال و هوای دل میپردازد که به دنبال چیزهای مادی مانند آب و نان نیست، بلکه در آتش شوق و درگیریهای درونی خود غرق شده است. او به وضعیت پریشان و مشوش خود اشاره میکند و متذکر میشود که شخصی که سالخورده و سپیدموی است، به آرامش و سکون در گوشهای نشسته، زیرا یاد کودکی و روزهای گذشته برای او خوشایند نیست. در واقع، این شعر نگاهی به تجربههای زندگی و یادآوری عمیقتری از تغییرات روحی و حسی انسانها دارد.
هوش مصنوعی: دل برای تأمین نیازهای زندگی، در هیاهوی آتش و چالشها نیست؛ زیرا حالتی آشفته و مغموم ندارد.
هوش مصنوعی: سالمند در گوشهای آرام بگیرد، زیرا موهای سپیدش برای کودکی خوشایند نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل کز پی آب و نان در آتش نبود
جز خاک پریشان و مشوّش نبود
پیرانه به کنجی به سکونت بنشین
کز موی سپید کودکی خوش نبود
گر شیخ ریا رند قدح نوش نبود
گر شحنه شهر مست و مدهوش نبود
یک شمه ز بی مهری او می گفتم
گر مهر مرا بر لب خاموش نبود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.