اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۲۶۲ - الرجاء
تا چند به هجر تو مشوش باشم
در دست هوای تو بر آتش باشم
گیرم که وصال تو میسّر نشود
آخر به امید ساعتی خوش باشم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از درد فراق و دوری محبوب سخن میگوید و احساساتش را بابت این دوری ابراز میکند. او به تمنا و امید برای دیدار محبوب اشاره میکند و علیرغم دشواریها، آرزو دارد حتی در یک لحظه کوتاه به وصال برسد. انتظار و امید به خوشی در سایهٔ عشق او را به ادامهٔ زندگی و تحمل دشواریها ترغیب میکند.
هوش مصنوعی: به چه مدت باید به خاطر دوری تو در اضطراب باشم و در خیال تو مانند آتشی بسوزم؟
هوش مصنوعی: حتی اگر نتوانم به وصال تو برسم، امیدوارم که از لحظات خوشی برخوردار باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون در غم آن نگار سرکش باشم
آب انگارم گر چه در آتش باشم
چون من به مراد آن پریوش باشم
گر قصد به کشتنم کند خوش باشم
پیوسته ز عشق در کشاکش باشم
وز غایت بیخودی در آتش باشم
از من تو مراد من اگر بستانی
و آنگاه مراد من شوی خوش باشم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.