اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۲۴۷ - الخوف
ماییم درِ هیچ صوابی نزده
با تو نفسی به هیچ بابی نزده
ترسم که به خاک در شوم باد به دست
بر آتش سودای تو آبی نزده


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به ابراز نگرانی و ترس خود دربارهٔ عواقب عشق میپردازد. او احساس میکند که نمیتواند در هیچ کجا به آرامش برسد و از اینکه مبادا به سرنوشتی ناخوشایند دچار شود، نگران است. عشق او به معشوق چنان آتشینی دارد که این نگرانی را شدیدتر میکند و او را به فکر واداشته است که آیا این عشق نتیجهای روشن خواهد داشت یا نه.
هوش مصنوعی: ما هیچ کار نیکی انجام ندادهایم که با تو رابطهای داشته باشیم، و هیچ دربی را باز نکردهایم که با تو وارد گفتوگو شویم.
هوش مصنوعی: نگرانی من این است که به زمین بیفتم و باد، به خاطر دلبستگی به تو، آتش عشقام را خاموش کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.