گنجور

شمارهٔ ۸۷

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

مردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز

نور می بارد ز نخل وادی ایمن هنوز

بوی پیراهن دماغ پیر کنعان میگزد

ورنه باد مصر دارد بوی پیراهن هنوز

بسکه دوش از ردود دل کاشانه را پر کرده ام

خاک گشت و روشنائی نیست در گلخن هنوز

بعد مردن بین که از صبح ازل معشوق و عشق

روبهم تازند نی دستست و نی دامن هنوز

در بهاران می وزد باد نشاط انگیز لیک

یک گلی زین باغ نشگفته است در گلشن هنوز

حرف مسند گاه جم عرفی میاور بر زبان

با چنان مستی که میدانی ره گلخن هنوز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور