گنجور

شمارهٔ ۳۷

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

منزلگه دلها همه کاشانه عشق است

هرجا که دلی گمشده در خانه عشق است

ویرانه جاوید بماند دل بی عشق

آن دل که شود آباد ویرانه عشق است

فرزانه درآید به پری خانه مقصود

هرکس که در این بادیه دیوانه عشق است

پیمانه زهر فلکم تلخ نسازد

این حوصله تلخی کش پیمانه عشق است

هرکس بلبش گرم شود چشم تبسم

با او نشینندکه بیگانه عشق است

عرفی دل و دین باخته دلخوش او باش

اینها ثمرکاشتن دانه عشق است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن