گنجور

شمارهٔ ۱۷۸

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

بشتاب در راه طلب بگذر زهر آسودنی

این ره که بی پایان خوش است ارزد قدم فرسودنی

تحصیل درد دوستی آنسوتر است از بیش و کم

دست از طلب کوته مکن تا مملکت افزودنی

کی نعمت دیدار او میگنجد اندر حوصله

موسی کجا داغم کند از دست و لب آلودنی

هر شوخ کامد در جهان بگذاشت چندین رسم نو

کو از تو در عالم برا ،بر دوستان بخشودنی

اندیشه بی افسوس بی عرفی چه تدبیرست این

گه سر بزانو ماندنی گه دست برهم سودنی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور