گنجور

شمارهٔ ۱۴۵

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

دلی داریم و با جمعی پریشان از غم اوئیم

که میمیرد برای درد و ما در ماتم اوئیم

باین آمیزش و این محرمی گر تو بدید آری

مگن بیگانگی غم که ما هم محرم اوئیم

اگر با مرد غم باشیم تاب آریم این غم را

که ناشایسته چند آرزومند غم اوئیم

بجو فرزانه عرفی که گوید حالت عشقت

که ما دیوانگان هرزه گرد عالم اوئیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن