ز خلخال اگر سفله را پادشاه
به دولت مربی شود سال و ماه
شکوهش به تاج کیانی دهد
ز چوپانی اش مرزبانی دهد
ز پا چارق و گیوه بازش کند
ز خلخال زر سرفرازش کند
نشاند به مسند ز فراشی اش
در ایران کند قورچی باشی اش
سراپای پر پینه اش نو کند
به حکمش امیر قلمرو کند
پی رفع چرک کثافت گری
دهد کارزونش پی کازری
به این تربیت ها و این عز و جاه
به این وسعت حال و این دستگاه
همان چرک بخل از کثافت به جا است
همان سفلگی ها زخست به جا است
نگردد مسش زر به این کیمیا
که دردی بود سفلگی بی دوا
ندانم چرا این شهنشاه ترک
بزرگان کند خرد و خردان بزرگ


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به نقد اجتماعی و اخلاقی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که اگرچه میتوان به ظاهری چون پادشاهی دست یافت و نیکوکرد، اما درون روح انسان و ویژگیهای اخلاقی او تغییر نمیکند. شاعر بیان میکند که میتوان به ظاهر و مقام رسید، اما اگر ذات انسانی همراه با بخل و زشتی باشد، این مقام نیز ارزش واقعی نخواهد داشت. به ویژه به تضاد میان بزرگان و عوام اشاره میشود که شهنشاه با قرار دادن بزرگان در مقامهای پایین و خردان در جایگاههای بلند، به نوعی ناپسندیدن و بیاحترامی به مقام حقیقی و برازندگی آنان پرداخته است. در نهایت، شاعر بر این باور است که تغییر در مقام و ظاهر نمیتواند درمانی برای کثافت درون باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.