مرا گر پای تا سر تن بسوزد
ترا کی دل بحال من بسوزد
مزن بر آتشم دامن که ترسم
ترا از شعله اش دامن بسوزد
بتن تابی که دارم از تب عشق
عجب نبود که پیراهن بسوزد
بهر روزن که از دل دود آهم
برون آرد سر آن روزن بسوزد
بگلشن گر رسد بوئی ز داغم
هزاران لاله از گلشن بسوزد
بترس از برق آه خوشه چینان
که میترسم ترا خرمن بسوزد
دل از نور علی موسی جان را
چو نخل وادی ایمن بسوزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات شعر، احساسات عمیق و تند عاشقانه را بیان میکنند. شاعر، با تصویرسازیهای زیبایی به داغی و شدت عشق خود اشاره میکند و از درد و آتش ناشی از آن میگوید. او نگران است که آتش عشقش دیگران را نیز بسوزاند و از تب و درد عاشقانهاش شکایت میکند. در نهایت، شاعر به مستی و روشنایی دل ناشی از عشق میپردازد و دل را به نخل ایمن تشبیه میکند، در حالی که این عشق میتواند مخاطراتی را نیز به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر همه وجودم بسوزد، آیا دل تو برای حال من سوخته خواهد شد؟
هوش مصنوعی: به آتش من دست نزن، زیرا میترسم که دامن تو از شعلههای آن بسوزد.
هوش مصنوعی: عشق بسیار شدیدی که دارم باعث شده است که احساس گرما و تب کنم، بنابراین طبیعی است که لباسام آسیب ببیند و بسوزد.
هوش مصنوعی: برای هر روزنی که از دل غم و درد من بخار آهایی بیرون بیاید، آن روزن خود میسوزد و نابود میشود.
هوش مصنوعی: اگر در گلستان بویی از درد و رنج من به مشام برسد، هزاران گل لاله از آن گلستان خواهد سوخت.
هوش مصنوعی: از درخشش و زیبایی احساسات کسانی که خوشههای گندم را برداشت میکنند، بترس؛ زیرا نگرانم که تو را به آتش خواهد کشید و همه چیزت از بین میرود.
هوش مصنوعی: دل همچون نخل در وادی ایمن، با محبت و نور علی (علی بن ابیطالب) جانش را میسوزاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.