دیریست که انتظار می داد مرا
با وصل شبی قرار می داد مرا
گفتم مگرم دهد کناری ز میان
از خود ز میان کنار می داد مرا
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
دیریست که انتظار می داد مرا
با وصل شبی قرار می داد مرا
گفتم مگرم دهد کناری ز میان
از خود ز میان کنار می داد مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به انتظار وصال محبوبش نشسته و امیدوار است که او را به آرامش برساند. او به محبوب میگوید که آیا ممکن است او را از میان احساسات و دردهایش بیرون آورد، اما به نظر میرسد که همچنان در میان آنها گرفتار است.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در انتظار بودم، اما هنوز خبری از وصال نیامده و تنها ماندهام.
هوش مصنوعی: گفتم شاید او مرا از خود دور کند و از میان براندازدم، اما او همچنان مرا در دل خود جا داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.