گنجور

شمارهٔ ۹۳۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ستان

غیرتِ خورشیدِ تابان رشکِ سروِ بوستان

نافه مشکین زلفش سلسله در سلسله

روضه حسن وجمالش گل¬ ستان درگل ستان

دست در آغوش و لب بر لب نهاده تا سحر

بر خلاف دشمنان کاری به کام دوستان

ذوق¬هایی و خوشی¬هایی که ما را دست داد

شرح آن ممکن نگردد در چنین صد داستان

پیش ازین از بس تنعّم در ضیافت گاه وصل

داشتم هر شب غذا از لعل آن شکّر ستان

این زمان صد شکر بگزارم اگر دستم رسد

تا ببوسم خاک کویش سر نهم بر آستان

باز می¬گوی ای نزاری و به زاری می¬گری

یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ ستان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

پیشنهاد تصاویر مرتبط