گنجور

شمارهٔ ۹۲۱

 
حکیم نزاری قهستانی
حکیم نزاری » غزلیات
 

عیش ما داریم کز شادی و شیون فارغیم

کار ما رانیم چون از کار کردن فارغیم

راست چون سرویم آزاد و مجرّد لاجرم

هم ز بستان ایمنیم و هم ز بهمن فارغیم

خواه گو آرام گیر و خواه گو بدرام باش

هر چه هست از گردشِ گردونِ توسن فارغیم

گردن از بارِ سرِ ما جور بر جان می‌نهاد

ما سر اندر باختیم از ننگِ گردن فارغیم

در هوایِ نورِ خورشیدِ محبّت ذرّه‌وار

از مقام و جایْگاه و رکن و مسکن فارغیم

نفس را سر کوفتیم و عقل را بر در زدیم

شکر حق را هم ز دزد و هم ز رهزن فارغیم

مردمان ما را به جهل از مرگ ترسانند و ما

گرنه چون خضریم خصرآسا زِ مردن فارغیم

یارِ ما جایی دگر دارد نشیمن سال‌هاست

منّت ایزد را که از غم خانه‌ی تن فارغیم

گلشن و گلخن به معنی دوزخ و خلدست و ما

چون نزاری هم زِ گلشن هم زِ گلخن فارغیم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.