گنجور

شمارهٔ ۹۰۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

صبا بگوی به یارم که باز می‌آیم

به جان رسیده سویِ دل نواز می‌آیم

چو حاجیان به سویِ کعبه ی زیارتِ دوست

به دیده هر قدمی‌در نماز می‌آیم

به بر گرفته میانِ تو کی بود که چو خضر

کنارِ چشمه ی حیوان فراز می‌آیم

ز در درآیی و صحنِ سرا بیارایی

تو می‌خرامی‌و من پیش باز می‌آید

کرشمه ی تو مرا می‌رباید از من و من

به غمزه ی توبه صد اهتزاز می‌آیم

دلم که در خمِ زلفِ تو مبتلاست گواست

که من به جان ز شبانِ دراز می‌آیم

همان نزاریِ محمودم ار قبول کنی

که در مواکبِ حسنِ ایاز می‌آیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام