گنجور

شمارهٔ ۸۹۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

اگر چه هیچ نی ام هر چه هستم آن توام

مرا مران که سگ بر آستان توام

به زلتی که رود از نظر میندازم

که برگرفته ی الطاف بی کران توام

بر اعتماد قبول توام کز اول عهد

عنایت توبه من گفت ضمان توام

نماند هیچ ز من و ز تغلب سودا

هنوز بر سر بازار امتحان توام

توانم از سر جان در هوای تو برخاست

غلط شدم نتوانم که ناتوان توام

چه می کنم ز زمین و زمان و کون و مکان

همین مراد مرا بس که در زمان توام

به عون مرحمتم زین صراط برگذران

که بر سر آمده از پای نردبان توام

به آمدن چو خوشم داشتی به وقت رحیل

خوشم روان کن ازین جا که میهمان توام

گهی نزاری زارم گهی به زاری زار

به هر صفت که برون آوری همان توام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام