گنجور

شمارهٔ ۸۷۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مریم دوشیزه عیسی در شکم

چیست میدانی عنب خیر النعم

خوشه ای بکرست و زو هر دانه ای

مطلقا دارد مسیحی در شکم

می پرست ار نیست در میخانه خم

در تعبّد از چه دارد پشت خم

با گرانی بسته خدمت را میان

ایستاده روز و شب بر یک قدم

تا مگر از معجزِ انفاس او

در وجود آید وجودی از عدم

حرمت اهل دل از تحریم اوست

هر کسی را کی دهد ره در حرم

آب روی اهل دل آتش کند

از فروغ برق جان پرور به دم

در مزاج اوست حدّ اعتدال

در غلو غبن است و در در تقصیر هم

عادل و ظالم خلاف یک دگر

کی بود جمعیت ضدّان به هم

اعتدال منصفِ او را چه جرم

گر کند بر خویشتن ظالم ستم

رایحات راح اگرچه در خواص

راحت روح است نبود بی الم

پاسخی باشد موافق تر ز نوش

با بخیلان است قاتل تر ز سم

در جهان باقی نمانده ست از کرام

کو کریمی ضامن یک من کرم

از ندیمی همچو می وز صحبتش

کی بود هرگز نزاری را ندم

خنبِ من دریا و کشتی جام می

گرچه در کشتی نگنجیده ست یم

فاش کردم مسکرات الوجد خویش

تا به کی دارندم آخر متهم

والهم ، آشفته ام ، شوریده ام

عاشقم ، مستم به عالم در عَلَم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام