گنجور

شمارهٔ ۸۳۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

اندر دو کون جانا بی تو طرب ندیدم

دیدم بسی عجایب چون تو عجب ندیدم

من بر دریچۀ دل بس گوشِ جان نهادم

بی حد سخن شنیدم امّا دو لب ندیدم

ای ساقیِ گزیده مانندت این دو دیده

اند عجبم نیابد ، اندر عرب ندیدم

گویند سوزِ آتش باشد نصیب کافر

محروق از آتش تو جز بولهب ندیدم

بر بنده ناگهانی کردی نثار رحمت

جز لطفِ بی حدِ تو او را سبب ندیدم

هم شمس و هم قمر تو هم نور و هم بصر تو

ای مادر و پدر تو جز تو نسب ندیدم

هیهات ای نزاری فضل و ادب رها کن

تا تو ادب بجستی در تو ادب ندیدم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام