گنجور

شمارهٔ ۸۳۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

یک شبی تا روز با تو خلوتی می بایدم

زین طرف میل است زان سو رغبتی می بایدم

رازها دارم که نتوان با کسی جز با تو گفت

تا به خدمت عرضه دارم فرصتی می بایدم

از تو می گویم که می باید مرا کی گفته ام

کز جهان آسایشی یا نعمتی می بایدم

هر بلایِ عشق می خواهم سلامت گو مباش

بر سپاهِ هجر لیکن قدرتی می بایدم

وعدۀ دیدار فرمودی و پیمانی برفت

لیک تا آن وقت صبر و طاقتی می بایدم

بر تو من باری یقینم هر چه فرمایی کنی

هیچ بر قول تو گفتم حجّتی می بایدم

زار می نالد نزاری بر درِ غفرانِ تو

گر گنه بر من بپوشی خلعتی می بایدم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.