گنجور

شمارهٔ ۷۹۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

تنها نی ام اگرچه که تنها نشسته ام

با خاصگانِ عالمِ بالا نشسته ام

در من اگر به چشم اضافات بنگرند

این جا نی ام به مرتبه آن جا نشسته ام

می دان حقیقتم به خرابات معتکف

اندر نماز اگر به مصلّا نشسته ام

بر متّکایِ سدره از این چارچوبِ شخص

پنهان ز خویش رفته و پیدا نشسته ام

تا مست باز گردم چون مست آمدم

در پایِ خم همیشه به عمدا نشسته ام

بر مقتضایِ حکم تَموتون تُبعثون

مست و خراب بی سرو بی پا نشسته ام

مخمور در جوابِ سؤالات عاجزم

سر مست عشق منتظر آن را نشسته ام

نی نی چه آید از من و گفت و شنیدِ من

دل بسته در خدایِ تعالی نشسته ام

در کنج گنج یابِ نزاری ملوک وار

بر کف گرفته جامِ مصفّا نشسته ام

دستم به روزگارِ مشعبد نمی رسد

بر بامِ امتحان به تماشا نشسته ام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن