گنجور

شمارهٔ ۷۷۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

کرد آشکار بادِ بهاری نهانِ گل

وز گشتِ روزگار یقین شد گمانِ گل

اندوه و غم نهان شد و لهو و طرب یقین

تا گشت آشکار جمالِ نهانِ گل

تا باز شد دو دیدۀ ابر از گریستن

یک دم قرار نیست ز خنده دهانِ گل

چون گل ز کبر و ناز نگوید همی سخن

بلبل بود به وقتِ سخن ترجمانِ گل

گویی نسیم دعوتِ عیسی همی دهد

هر باد کان برون جهد از بادبانِ گل

شاخِ گل آسمان شد و از ابرِ نو بهار

پر مشتری و زهره شود آسمانِ گل

ای من غلامِ خالِ رخ ماه رویِ خویش

چون نقطه ای ز مشک زده بر میانِ گل

از لعل سیم دارد و از مشکِ ناب چشم

آن در میانِ یاسمن این در میانِ گل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر