گنجور

شمارهٔ ۶۹۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

معطّرست دماغم ز بوی ِ یرلیکش

ملازمم به دل و جان ز دور و نزدیکش

ز بختِ من نظرِ دولتی قوی باشد

که در کنارِ من آید میانِ باریکش

از آن دو هندویِ جادو به زیرِ ابرویِ طاق

شدند بنده به صد دل مغول و تازیکش

بر آستانۀ او آفتاب فخر کند

اگر محّلِ یکی باشد از ممالیکش

چو شب سیاه کند از سپید کاریِ خویش

جهانِ روشن بر من چو زلفِ تاریکش

دلِ نزاریِ مسکین چنان مسلّم کرد

که هم چو مملکتِ خویش کرده تملیکش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام