گنجور

شمارهٔ ۶۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

غذا چون کنم دردی از آفتاب

موافق تر الحق می از آفتاب

بیا ساقیا ساغری ده به من

که عکسش بریزد خوی از آفتاب

سر خشک مغز پر آشوب من

به می گرم کن تا کی از آفتاب

خیالم ز ماه قدح لمحه یی

جدا نیست همچون فی از آفتاب

نه در جام کی می نمودی جهان

چه کم بود جام کی از آفتاب

ز جام صبوحی گریزان مباش

چو خفاش در هر پی از آفتاب

به می کن دوای نزاری مساز

چو حربا دواءالکی از آفتاب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام