گنجور

شمارهٔ ۶۵۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

امید بستم و نگشاد هیچ کار هنوز

در اوفتادم و یاری نکرد یار هنوز

گذشت عمرم و بختم نشد موافق طبع

که برخلاف مرادست روزگار هنوز

میان قلزم هجرم غریق و نیست پدید

کنار وعده و پایان انتظار هنوز

به هیچ خوف و رجا منقطع نخواهد شد

امیدم از شرف وصل آن نگار هنوز

کجایی ای که بکشتی ز انتظار مرا

جهان بگشت و فریب تو برقرار هنوز

ز خون دیده برآمد کنار تا به میان

نیامده ست میان تو در کنار هنوز

روا بود که تو نامهربان وفا نکنی

به یک قبول پس از وعدهٔ هزار هنوز

رعایتی اگرت دل دهد توانی کرد

به دست مرحمت توست اختیار هنوز

پس از هزار جفا مقدم نزاری بین

که هست بر سرعهد تو استوار هنوز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

گنجور رومیزی