گنجور

شمارهٔ ۶۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

در خرابات گدایان ز سر ناز میا

نشنیدی و ندیدی برو و باز میا

زینهار از تو که با ساز مخالف نروی

راست می ساز چو بازآیی ناساز میا

راه ما تا نکنی قطع مقامات مپوی

کوی ما تا نشوی خانه برانداز میا

جای در باختگان است و بد انداختگان

در مقامرکده بی حرمت و اعزاز میا

کنج ما گنج نهان است در او بنهفته

سوی ما تا نشوی معتمد راز میا

تا سرافرازی و گردن کشی از ما دوری

پس بنه گردن تسلیم و سرافراز میا

روی در کعبة وحدت نتوان با خود رفت

در چنین قافله با کثرت انباز میا

تا نخوانند به آن جا نتوانی رفتن

بر پی بانگ دعا باز خوش آواز میا

فاش مرغی است نزاری و چو بلبل بر گل

گو دگر بر سر این شاخ به پرواز میا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام