گنجور

شمارهٔ ۶۱۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

به آواز تو خرسندم که باری بشنوم دیگر

چنان بیداریی خواهم که بی‌تو نغنوم دیگر

چنان مستغرقم در تو که خود را وا نمی‌یابم

به رأیِ خویشتن هرگز چو خود بین نگروم دیگر

جهان را آزمودم عاریت جایی‌ست می‌دانم

که‌ام روز آمدم این‌جا و فردا می‌روم دیگر

شنیدم تا که آدم را به گندم مبتلا کردند

نباشد منّتِ دنیا و عقبا یک جو ام دیگر

دلم از عشق و جان از عشق و نفس از عشق دیگر چه

همه عشق است پس بی‌عشق زنده کی‌ بوَم دیگر

معاذ الله معاذ الله معاذ الله معاذ الله

که من هرگز به حالاتِ دنی دیگر شوم دیگر

بر آنم کز نزاری در قبول توبه از باده

نصیحت نشنوم دیگر نصیحت نشنوم دیگر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام