گنجور

شمارهٔ ۵۴۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

این حوریان مگر ز سماوات می‌رسند

یا خود ز خیل خانۀ جنّات می‌رسند

گویی مگر گریخته‌اند از بهشتِ عدن

مستعجلان ز بهرِ ملاقات می‌رسند

یا از برای طوف به دنیا درآمدند

یا از پیِ وفورِ مهمّات می‌رسند

نی‌نی قرینه‌ای دگرست این سئوال را

مهمانِ ما ز محضِ کرامات می‌رسند

بسیار برده‌ایم به حاجت نیازِ خویش

بر موجبِ قبولِ مناجات می‌رسند

ما خود به حقِّ خود برسیدیم و لا محال

با حقِّ خود به وجهِ مکافات می‌رسند

هر قوم را که می‌گذرانند ازین مقام

قومی دگر ز عالمِ طامات می‌رسند

آری چنین بود که بدایات دورها

با سر برند چون به نهایات می‌رسند

اوّل ز لااله به ألّا الله آمدند

از نفی بگذرند و به اثبات می‌رسند

ماییم و پیرِ خویش و خراباتِ عاشقان

هم عارفان به سرِّ خرابات می‌‌رسند

آن‌ها که در بدایتِ فطرت بمرده‌اند

مشکل به زندگی‌ِ قیامات می‌رسند

نی مشکلاتِ سرّ و علن می‌کنند حلّ

نی در رموزِ بحثِ مقالات می‌رسند

در ذاتِ دوست محو شو آخر نزاریا

هم ذاتِ کامل‌اند که در ذات می‌رسند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام