گنجور

شمارهٔ ۵۰۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

که را طاقت امتحان تو باشد

مگر آن کسی را که آن تو باشد

چو من عاجزی مستمندی حزین را

کجا طاقت امتحان تو باشد

ترا عاشقی دین برافکنده باید

چنینی چو من کی چنانِ تو باشد

ترا پاکبازی مجرد بباید

که سر دفتر داستان تو باشد

ز دُنیی و عقبی گرفته کناری

میانِ بلا پهلوان تو باشد

به دعوی تواند برون آمدن نی

کسی خاصه کو ناتوان تو باشد

رموز تو در یافتن نیست ممکن

مگر ترجمان هم زبان تو باشد

همه عمر چیزی نگفتم نکردم

که شایسته آستان تو باشد

اگر تو نگویی نزاریِ مایی

نزاری مسکین کیان تو باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام