گنجور

شمارهٔ ۴۲۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

دولتِ آن کس که عمر با تو گذارد

هر که نه در بندِ تست بخت ندارد

آن که زیارت کند ترا به ارادت

حاجتِ آن نبودش که حج بگزارد

نی غلطم بر تو مدّعی به محبّت

بر نخورد گر چه تخمِ مهر بکارد

عمر بباید که باغ بان چو تو سروی

در چمنِ باغِ روزگار بکارد

عیب کنندم که دل بدو مده از دل

کس چه کند گر به دل بری نسپارد

قدرتِ رفتن ز پیش صیدِ زبون را

نیست که صاحب کمند می نگذارد

با چو تو زور آزما که راست نگویی

قوّتِ بازویِ آن که پنجه فشارد

باده به من ده که مه صلاح و مه تقوا

با تو کس از نام و ننگ یاد نیارد

زاهدِ صد ساله را ز دست تو سیکی

در رمضان هم چو انگبین بگوارد

نفس مپرور نزاریا که محقّق

اهل هوا را هم از دواب شمارد

سینه چو صافی کنی مقیمِ خرابات

باش که طاهر نظر به خیر گمارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام