گنجور

شمارهٔ ۳۰۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

جان است و هرچه نه همه جان است هیچ نیست

هر چیز کان به جمله نه آن است هیج نیست

زانجا هر آن جمله هست چنین است جمله هست

زینجا هرآنچه نیست چنان است هیچ نیست

الّا جز او همه هیچند هرچه هست

بی او اگر بهشت جنان است هیچ نیست

دانسته ایمن است و ندانسته غافل است

هر مجتهد که نی همه دان است هیچ نیست

کثرت نما بسی نکند روی در عدم

پول سیاه اگرچه روان است هیچ نیست

پیر ضعیف اگر به مصاف مبارزان

دعوی کند که مرد جوان است هیچ نیست

هر دو جهان بده به نزاری به یک قدح

نیک و بد جهان چو جهان است هیچ نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام