گنجور

شمارهٔ ۲۷۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

بار دگر هوایِ نشابورم آرزوست

بر کف گرفته شیرۀ انگورم آرزوست

خوش در کنارِ دوست میان نخ و نسیج

تا روز خفته در شبِ دیجورم آرزوست

او از پیِ عیادتِ من رنجه کرده پای

بنهاده دست بر دلِ رنجورم آرزوست

لولویِ زیرِ حُقّۀ لعلِ لبش نهان

پیدا ز حقّه لولویِ منشورم آرزوست

تا گوش من بگیرد و در حلق ریزدم

افتاده هالک و شده مخمورم آرزوست

آوازۀ رقیب که دردِ سرم ازوست

چون بانگِ نا خوشِ دهل از دورم آرزوست

می خواهمش به حلق در آویخته ز دار

نه نه دو نیم کرده به ساطورم آرزوست

از قهستان شده به خراسان زمان زمان

آوازۀ نزاریِ مهجورم آرزوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام