گنجور

شمارهٔ ۲۷۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

من که باشم که تورا دوست ندارم ای دوست

با که افتاد نگه کن سر و کارم ای دوست

دل سپردم به تو و هیچ تفاوت نکند

گر رسد کار به جان هم بسپارم ای دوست

در کنارِ منی از روی حقیقت شب و روز

از میانِ تو جدا نیست کنارم ای دوست

آخر ای دوست چو من دوست مکن دشمن کام

شاید ای دوست که فریاد برآرم ای دوست

چون رقیب است حجاب گلم آن هم شاید

که شود در قدم از دستِ تو خارم ای دوست

زهره ام نیست که از دوست کنم فریادی

از نزاری بشنو ناله ی زارم ای دوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام