گنجور

شمارهٔ ۲۶۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

کُشتی از بس انتظارم آه دوست

بیش از این طاقت ندارم آه دوست

با تو می دانی که چون خو کرده ام

بی تو پس چون طاقت آرم آه دوست

تا تو رفتی از کنارم بود و هست

پر سرشکِ خون کنارم آه دوست

چشمِ بد ناگاه بر هم زد چنین

همچو زلفت روزگارم آه دوست

چون شوی پیوند جان از ما مبُر

آخرت دیرینه یارم آه دوست

بر من از آشفتگی ها عیب نیست

چون کنم بی اختیارم آه دوست

از نزاری زاری ای مانده ست و بس

هم چنین تا چند زارم آه دوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام