گنجور

شمارهٔ ۲۶۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

رایحه عنبرست بویِ بناگوشِ دوست

خاصیتِ کوثرست در لبِ چون نوشِ دوست

یاد نمی­آورد از من و از حالِ من

دوست مبادا چنین گشته فراموشِ دوست

شرحِ مقاماتِ من چون همه دردِ دل است

قصّه احوالِ من دور به از گوشِ دوست

پا نهمی از شرف بر سرِ کیوان به فخر

یک شبی ار کردمی دست در آغوشِ دوست

وهم پرستان شدند غرّه به زهد و ورع

من به خلافِ خرد واله و مدهوشِ دوست

بر لبِ شیرین خوش است سبزه خطّ غبار

گرچه به خونِ من است خطِّ شکرنوشِ دوست

بیش نزاری مباش از در حق نا امید

حامیِ ما بس بود عفوِ گنه پوشِ دوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام