گنجور

شمارهٔ ۱۳۷۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

خاطرم باز به جایی شد و مشکل جایی

چون کنم شخص به جایی دگر و دل جایی

جان و دل ساکن و اعضایِ بدن در تک و پو

مرحلم جای دگر آمد و منزل جایی

بلبل از سوختنِ دل چه خبر می‌دارد

گل به جایِ دگر افتاد و عنادل جایی

از سرِ وجد توان رفت چو مجنون بر نجد

عاشقان را به ازین نیست مقابل جایی

این سخن باورت از من نشود جز وقتی

که فرو بسته شود پای تو در گل جایی

طمع صحبت عشّاق و نزاری هیهات

زان که دیوانه بود جایی و عاقل جایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام