گنجور

شمارهٔ ۱۳۴۵

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای بی تو دلِ مرا قراری نی

هیچم ز میانِ تو کناری نی

انصاف که عمر می کند ضایع

آن را که به دست چون تو یاری نی

از وصلِ رقیب بهره می یابد

ما را ز تو بیش انتظاری نی

گر دریابی دمی دل ما را

هرگز به از این سری و کاری نی

گر بار دهی وگرنه بر جانم

بیرون ز محبّتِ تو یاری نی

دریاب نزاریِ به زاری را

در عشقِ تو هم چو او نزاری نی

بل تا به کرشمه ای شود خوش دل

از تو به همین قدر که آری ، نی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آثار خوشنویسی و نگارگری مرتبط با اشعار را معرفی کنید