گنجور

شمارهٔ ۱۱۵۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

برفتی و ما را به هجران سپردی

بس از عشوه بازآ که از حد ببردی

تصور نبودم فراموشی از تو

دریغا که بر مَنسیانم شمردی

به خار ستم چشم عقلم خلیدی

به دست جفا حلق جانم فشردی

نصیحت کنم خویشتن را که ساکن

فرودآ به پای خُم کار دُردی

کسی را یک جو ندارد غم تو

تو تا چند کوشی که از غم بمردی

نزاری نگفتم حذر کن ز قلزم

برفتی و خود را به طوفان سپردی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام